نمایشگاه فرصت‌های طلایی کانتون | بیستمین سالگرد گروه MU

«این شرکت بستر و پشتیبانی لجستیکی خوبی فراهم می‌کند که به ویژه برای پیشرفت جوانان مناسب است. تا زمانی که سخت کار کنید، پاداش خواهید گرفت. من خودم به عنوان یک پیشخدمت معمولی کافه هتل نان یوان شروع کردم و به مدیر بخش تبدیل شدم. اکنون ۳۱ سال دارم و یک کارمند ارشد هستم.»

این سخنرانی من در یک رویداد ارتقای ثبات و رشد تجارت خارجی به همراه تام تانگ، ده سال پیش بود و در آن زمان توسط ایستگاه تلویزیونی نینگبو گزارش شد. گذشته مانند دود است و من گزارش خبری آن زمان را نقل می‌کنم:

۵۰

در نیمه دوم سال ۲۰۰۳، در کارخانه قدیمی جیانگ‌دونگ سانگ‌جیا، میانگین سنی ۱۴ نفر ۲۳ سال بود. در سال ۲۰۰۴، تولید شرکت با نرخ رشد ۱۰۰٪ به ۱۱.۶۶ میلیون دلار آمریکا رسید و تعداد کارمندان تا پایان سال به ۲۶ نفر افزایش یافت. در سال ۲۰۰۸، این شرکت هیچ کارمندی را اخراج نکرد، اما حقوق‌ها را افزایش داد و برخلاف روند، به نرخ رشد ۲۱٪ دست یافت. در سال ۲۰۱۰، حجم تجارت صادراتی شرکت از ۱۱۲ میلیون دلار آمریکا با نرخ رشد ۷۸٪ فراتر رفت و تعداد کارمندان به ۳۱۹ نفر رسید. در سال ۲۰۱۱، کارمندان این شرکت بیش از ۳ میلیون کیلومتر سفر کردند و بیش از ۱۰۰ کشور و منطقه را پوشش دادند. حجم تجارت صادرات خوداتکایی به ۲۰۰ میلیون دلار آمریکا رسید. در سال ۲۰۱۳، پیش‌بینی می‌شود حجم تجارت صادرات خوداتکایی به ۳۰۰ میلیون دلار آمریکا برسد.

ده سال پیش، افراد زیادی او را نمی‌شناختند، اما او همیشه بر قدرت جوانی پافشاری کرده، مدل‌های آموزش استعدادهای داخلی را ابداع کرده، سیستم‌های طراحی محصول و تحقیق و توسعه ایجاد کرده، کانال‌های خدمات عملیاتی را گشوده و سرمایه‌گذاری برند را افزایش داده است... با تلاش‌های مشترک نوآوری‌های متعدد، او اکنون به خوبی می‌درخشد. او اتحادیه بازار است، با میانگین سنی کارمندان ۲۶.۶ سال و ۷۵۰ کارمند.

در یک چشم به هم زدن، ده سال گذشت و دانشگاه مو در آستانه جشن بیستمین سالگرد تأسیس خود است.

امروز، ده سال بعد، می‌خواهم بگویم که در دانشگاه میسوری، رویای تجارت خارجی‌ام را که ۲۰ سال گذشته دنبال می‌کردم، محقق کرده‌ام!

 نمایشگاه کانتون
از فرصت‌های طلاییمسیر شغلی من کاملاً ناهموار بود. در سال ۱۹۹۹، اولین شغل من پس از فارغ‌التحصیلی، پیشخدمتی در کافی‌شاپ هتل نان یوان، اولین هتل پنج ستاره در استان ژجیانگ بود که در آن زمان هنوز یک شرکت دولتی بود. فروشندگان تجارت خارجی و خارجی‌ها مشتری‌های ثابت کافی‌شاپ بودند. آنها چای می‌نوشیدند و به زبان‌های خارجی گپ می‌زدند، چقدر سطح بالا و خرده‌بورژوازی! و من هر روز در کافی‌شاپ محبوس بودم و حتی نمی‌توانستم به لابی بروم و رویای تجارت خارجی من، که از حسادت زاده شده بود، عمیقاً در قلبم ریشه دواند.
هر چه بکاری، همان را به من برمی‌گرداند. در ۲۵ نوامبر ۲۰۰۳، فرصتی پیش آمد و بدون هیچ تردیدی به یک شرکت کوچک تجارت خارجی پیوستم، جایی که فقط دو نفر بودند، من و رئیس. اگرچه ما تمام کارهای کثیف و خسته‌کننده را انجام می‌دادیم، اما آن را گرامی می‌داشتیم زیرا وارد «صنعت سطح بالا» شده بودیم! از رئیسم و ​​اولین استاد تجارت خارجی‌ام بسیار سپاسگزارم!

در ذهن بسیاری از تاجران خارجی، نمایشگاه کانتون مترادف با تجارت خارجی است و افراد بی‌شماری اولین ثروت خود را در آنجا به دست آورده‌اند. نمایشگاه واردات و صادرات چین که در سال ۱۹۵۷ در گوانگژو تأسیس شد، بزرگترین و معتبرترین نمایشگاه جامع در چین است و از آن زمان به عنوان "فشارسنج و پره" تجارت خارجی چین و همچنین "تابلوی طلایی" در نظر بازرگانان جهانی تبدیل شده است. کلمات "تجارت خارجی" و "نمایشگاه کانتون" تقریباً همزمان در ذهن من ظاهر شدند.

در سال ۲۰۰۴، بالاخره فرصتی پیش آمد تا به همراه رئیسم در نمایشگاه پاییزی کانتون شرکت کنم. محل برگزاری نمایشگاه در لیوهوآ بود، خیلی بزرگ نبود، پله‌های قدیمی و فرسوده‌ای داشت و هم طبقه بالا و هم طبقه پایین مملو از جمعیت بود، حتی راهروها هم بسیار شلوغ بودند. غرفه‌ها کوچک بودند، جایی برای غذا خوردن وجود نداشت و همه با ظرف‌های ناهارشان در فضای باز غذای بیرون‌بر می‌خوردند، صحنه‌ای شلوغ از «جابجایی آجر».

این صحنه کمی شبیه بازار شبانه جاده ایوو سان تینگ درست پس از شیوع بیماری همه‌گیر امسال بود، با مردم فشرده در کنار هم. سبک نمایشگاه نیز نسبتاً خشن بود، با قلاب‌هایی که خریداری و حمل می‌شدند و محصولاتی که روی قفسه‌ها آویزان بودند یا با بست‌های زیپی بسته شده بودند.

رئیس خودش انگلیسی یاد گرفت و از هر فرصتی برای گپ زدن فعال با مشتریان و رد و بدل کردن کارت ویزیت استفاده می‌کرد، در حالی که من بیشتر ناظر و یادگیرنده بودم. بسیاری از مشتریان خارجی جلوی غرفه‌ها صف کشیده بودند و با دلار آمریکا سفارش می‌دادند. این اولین باری بود که چنین صحنه‌ای را می‌دیدم و دنیای کاملاً جدیدی را به روی من گشود!

بعد از رسیدن به دانشگاه میسوری، داستان الهام‌بخش‌تری در مورد نمایشگاه کانتون شنیدم. پاتریک شو، رئیس اتحادیه فروشندگان، برای اولین بار به نمایشگاه کانتون رفت، اما غرفه‌ای نگرفت، بنابراین مستقیماً یک غرفه خیابانی در ورودی برپا کرد، به خارجی‌ها کارت ویزیت داد، به آلبوم‌های نمونه نگاه کرد و با این حال، برداشت غنی‌ای داشت!

در آن زمان، تجارت خارجی بسیار سودآور بود و حاشیه سود ناخالص آن تا 30٪، 50٪ یا حتی 100٪ می‌رسید! امروزه، رقابت در نمایشگاه کانتون به طور فزاینده‌ای شدید شده است و بعید است که بازار فروشندگان گذشته تکرار شود. اگرچه با توسعه تجارت الکترونیک، کانال‌های جذب مشتری آنلاین بیشتر و بیشتری وجود دارد، نمایشگاه کانتون هنوز بهترین پلتفرم برای تثبیت مشتریان قدیمی و ایجاد مشتریان جدید است.

خود توصیهاولین شغل من در تجارت خارجی عمدتاً بر روی محصولات لوازم التحریر متمرکز بود، جایی که به مدت ۳ سال در آن کار کردم و در نهایت مدیر تدارکات شدم. با این حال، من همیشه به طور فعال به دنبال تغییر بودم و یک پلتفرم بزرگتر را می‌خواستم که بتوانم در مورد کل فرآیند تجارت خارجی به روشی عمیق‌تر و سیستماتیک‌تر بیاموزم. به جای جستجوی فرصت‌ها در حالی که هنوز شاغل هستم، تصمیم گرفتم یک گام جسورانه بردارم و از شغلم استعفا دهم تا کاملاً روی یافتن شغل جدید تمرکز کنم.
اولین فکری که به ذهنم رسید این بود که به اتحادیه فروشندگان مراجعه کنم، بنابراین با ارسال پیام مستقیم به پاتریک و ارسال رزومه‌ام، خودم را به او معرفی کردم. همچنین برای پیگیری با او تماس گرفتم. شاید این موضوع غیرمنتظره به نظر برسد، اما داستانی پشت این وجود دارد که چطور توانستم مستقیماً با پاتریک تماس بگیرم.
من مدتی به عنوان فورواردر کار می‌کردم و یک روز که در ساختمانی نزدیک مرکز نمایشگاهی جاده رنگین‌کمان مشغول به کار بودم، به‌طور اتفاقی به شرکت Sellers Union برخوردم. پاتریک بسیار دوستانه برخورد کرد و شخصاً از من استقبال کرد و اطلاعات سفارش را به من نشان داد. متأسفانه، در آن زمان، همه سفارش‌ها FOB بودند و مشتریان قبلاً شرکت‌های حمل‌ونقل خود را مشخص کرده بودند، بنابراین من نتوانستم Sellers Union را به عنوان یک مشتری اصلی جذب کنم. بنابراین، وقتی برای بار دوم به دنبال شغل جدید بودم، Sellers Union را هدف قرار دادم و همچنین رزومه MU را که آن هم متعلق به Sellers Union بود، به صورت آنلاین بررسی کردم. پاتریک در آن زمان، در دفتر قبلی شرکت در مرکز بوند، به سرعت با من ملاقات کرد. او گفت: «رزومه شما چشمگیر است، اما پلتفرم فعلی من به پرسنل اضافی نیاز ندارد. توصیه می‌کنم به شرکت تابعه ما، Global Union، که در زمینه محصولات لوازم التحریر تخصص دارد و با تجربه شما مناسب‌تر است، مراجعه کنید.»

به لطف معرفی پاتریک، من برای مصاحبه با گلوبال یونیون که توسط سانگجیا اداره می‌شود، رفتم. با این حال، پس از بررسی رزومه من، مدیر کل، دنیل وو، گفت که آنها نیاز فوری به پرسنل ندارند.

در یک لحظه ناامیدی، دعوتنامه مصاحبه‌ای از دانشگاه میسوری دریافت کردم. آن موقع بود که فهمیدم دانشگاه میسوری در واقع درست روبروی دانشگاه گلوبال یونیون واقع شده است. تام تانگ، مدیر کل، گفتگوی کوتاهی با من داشت و روز بعد پیامکی فرستاد که می‌گفت: «شما استخدام شدید، فردا برای انجام وظیفه تشریف بیاورید!»

۵۱

نویسنده در سال ۲۰۰۷

من به اندازه کافی خوش شانس بودم که در ۲۱ مه ۲۰۰۷ در دانشگاه میسوری شروع به کار کنم. کمی بعد، در ۱ سپتامبر، اتحادیه عمومی تأسیس شد و من پس از تعطیلات روز ملی به آنجا منتقل شدم. GU و LC در همان روز تأسیس شدند و ما چند سبد گل و یک پارچه قرمز در راهرو برپا کردیم تا یک مراسم ساده بریدن روبان برگزار کنیم. تام تانگ مختصرترین سخنرانی تاریخ را ارائه داد:

«جرأت کن و دستت را به سمت ماه دراز کن و لاک‌پشت را در پنج اقیانوس بگیر!»

این جمله سال‌هاست که به من الهام بخشیده تا سخت تلاش کنم و سخت کار کنم.

ایو

محصولات خوب Rنیازمنددقیق Sانتخاباتبه محض ورودم به GU، از فرصت استفاده کردم و با بزرگترین مشتری ایتالیایی آن زمان تماس گرفتم. با توجه به بیش از سه سال تجربه‌ام در صنعت لوازم التحریر، به سرعت به مشتری در بخش لوازم التحریر کمک کردم و سود 5 درصد افزایش یافت. این به من اجازه داد تا به سرعت خودم را تثبیت کنم و آقای لو تصمیم گرفت مسئولیت فروش صادراتی را نیز به من واگذار کند.

با شروع از مشتری ایتالیایی، من همه چیز را از پیگیری سفارش، تدارکات، بازرسی کیفیت و فروش صادراتی انجام دادم و واقعاً کل فرآیند کسب و کار را مدیریت کردم. در آن زمان، من با ادوارد دو، که مسئول تدارکات محصول در ایوو بود، هماهنگ کار می‌کردم، در حالی که من مسئول منطقه نینگبو بودم و بدین ترتیب یک منطقه نبرد مشترک تشکیل دادیم. همچنین می‌خواهم از همرزم خود، ادوارد، تشکر کنم.

با این حال، دوران خوب زیاد دوام نیاورد، زیرا مشتری ایتالیایی کسب و کار خود را تنظیم کرد و بخش لوازم التحریر به آرامی کوچک شد. در این دوره دشوار، آقای لو، مشتری بسیار چالش برانگیز مکزیکی را به من سپرد و همچنین یک دانشجوی دانشگاه را برای کمک به من در اختیارم قرار داد. این یک فرصت نادر برای من بود. تنها با موفقیت در جایی که دیگران شکست خورده بودند، می‌توانستم توانایی‌هایم را نشان دهم!

مشتری مکزیکی از نظر مقیاس و قدرت، بزرگ بود، اما قیمت‌ها بسیار پایین بودند و عملاً هیچ حاشیه سودی نداشتند. چگونه می‌توانستم این مشکل را حل کنم؟ من تصمیم گرفتم با مدیریت زنجیره تأمین شروع کنم و از تجربیات قبلی‌ام در محصولات لوازم التحریر استفاده کنم. به عنوان مثال، محصولات چسب را در نظر گرفتم و آنها را به صورت "روش ۵ مرحله‌ای".

مرحله اول، غربالگری اولیه است.محصولات چسب شامل انواع مختلفی مانند چسب جامد، چسب مایع و چسب سفید است. کارخانه‌های چسب استان ژجیانگ ارزان‌ترین قیمت‌ها را ارائه می‌دادند، بنابراین من تمام کارخانه‌های چسب استان ژجیانگ را پیدا کردم که منجر به غربالگری حدود ۲۰۰ کارخانه شد.مرحله دوم، بررسی تلفن است.با تمام ۲۰۰ کارخانه از طریق تلفن تماس گرفته شد و حدود ۱۰۰ کارخانه از بین آنها ارزشمند تشخیص داده شدند.مرحله سوم، بازدید از کارخانه است.از هر ۱۰۰ کارخانه بازدید شد و اطلاعات مربوط به محصولات در طول این فرآیند جمع‌آوری گردید.مرحله چهارم، طبقه‌بندی است.کارخانه‌ها تحت دسته‌های مختلفی مانند چسب جامد، چسب مایع و چسب سفید، به سه دسته‌ی ارزان‌قیمت، میان‌رده و گران‌قیمت تقسیم شدند.مرحله پنجم، تطبیق است.بر اساس نیازهای مشتری، مناسب‌ترین محصولات کارخانه به طور دقیق تطبیق داده شدند.
۵۲

بازدید از مشتریان مجارستانی در سپتامبر ۲۰۱۳

مشکل مواد غذایی در تنوع آنهاست، اما بهترین راه برای مدیریت آن نیز ساده‌ترین است: از قبل به طور گسترده از کارخانه‌ها بازدید کنید تا از کیفیت محصول و قابلیت تحویل آن اطمینان حاصل کنید. همانطور که می‌گویند، نشستن در دفتر فقط مشکلات را به همراه دارد، در حالی که بیرون رفتن برای انجام تحقیقات، راه‌حل‌ها را به همراه دارد. در آن مدت، ما تقریباً هر روز تا نیمه‌شب اضافه کاری می‌کردیم و به تدریج تجارت خود را با مشتریان مکزیکی توسعه می‌دادیم و با حاشیه سود کم به قله‌های جدیدی دست می‌یافتیم.

 یک گروه مردمی Eمرحله کارآفرینی پس از ۱۰ سال کار سخت، در ۱ ژانویه ۲۰۱۷، بخش عمومی ستاره‌دار GU تأسیس شد. جلسه سالانه آن سال در ایوو برگزار شد و میزبان آن، ستون MU، مدیر کل، اریک ژوانگ بود که اولین مربی من پس از پیوستن به MU نیز بود. او بود که مرا به صنعت مواد غذایی آورد.

یادم می‌آید وقتی تازه شروع به کار کرده بودم، به دلیل نیازهای توسعه کسب و کار، مدیر کل ژوانگ به طور مستقل یک دپارتمان جدید تأسیس کرد و تیمی جدید از گروه A MU تشکیل داد. در آن زمان، صدایی در قلبم داشتم: «کی می‌توانم مثل شما تیم خودم را رهبری کنم؟»

وقتی آن روز روی صحنه رفتم، تحت تأثیر قرار گرفتم و احساساتی شدم. به عنوان کسی که به ندرت گریه می‌کند، دیگر نتوانستم جلوی اشک‌های هیجانم را بگیرم.

در دانشگاه میسوری، من هیچ ارتباط، سابقه و مدرک تحصیلی قابل توجهی نداشتم. تنها سرمایه‌ای که داشتم، 10 سال کار سخت و فداکاری بود.با چشمانی اشکبار، می‌توانستم پیشخدمت جوان کافی‌شاپ نان یوان را که بیست سال پیش در آنجا بود، تصور کنم که اغلب با حسادت به تاجران تجارت خارجی که در اطرافش قهوه می‌نوشیدند، خیره می‌شد...

با گذشت زمان، آن پیشخدمت سابق کافی‌شاپ، اکنون در مرحله کارآفرینی تجارت خارجی، یک مرحله مردمی از کارآفرینی، ایستاده است!

۵۳

 

سفر آنجی از بخش عمومی ستاره GU در سال ۲۰۱۷

با این حال، زندگی منصف است و همین الان هم بیش از حد به من لطف کرده است. تاریک‌ترین لحظه زندگی‌ام در شرف فرا رسیدن است.
در پایان سال ۲۰۱۸، مشتاق بودم به چیزی دست پیدا کنم و تمام دارایی‌ام را در یک پروژه جدید لوازم التحریر مد سرمایه‌گذاری کردم. در آن زمان، سود این بخش فقط دو یا سه میلیون بود، اما من تقریباً تمام دارایی‌ام را در یک پروژه کاملاً جدید سرمایه‌گذاری کردم. می‌خواستم ریسک کنم، اما به طور کامل مشکلات را از همه جنبه‌ها در نظر نگرفتم. تمام انرژی‌ام را صرف پروژه جدید کردم و طبیعتاً وقتی برای مدیریت پروژه قدیمی نداشتم. نتوانستم بین هر دو هدف تعادل برقرار کنم، که منجر به وضعیت سختی شد و شرکت تقریباً ورشکست شد.

در سخت‌ترین زمان، حقوق‌ها پرداخت نمی‌شد. از اعتماد رهبرانم و سخت‌کوشی همکارانم متاسف بودم. در آستانه افسردگی و فروپاشی بودم! فرشته مرگ مرا بخشید. اگر ضربه دیگری وارد می‌شد، ممکن بود حرفه‌ام همین جا به پایان برسد. تحت فشار عظیم، شروع به تمرین و آموزش اراده‌ام از طریق خستگی جسمی برای رستگاری خودم کردم.

بعد از تجربه این درد، متوجه شدم که باید اقدامات جدی انجام دهم و نگذارم این وضعیت گسترش یابد. پروژه جدید با شکست مواجه شد و ضررهای هنگفتی را برای شرکت به بار آورد. فکر می‌کنم اگر MU نبود، بخشش این اشتباه دشوار بود. من همیشه از این بابت سپاسگزارم.

به دلیل انتخاب اعتماد و شفافیت، MU با مشکلاتی مواجه شده است، اما ما هنوز هم اعتماد و شفافیت را انتخاب می‌کنیم. اکنون، هر کسی که به شرکت می‌پیوندد باید یک توافقنامه محرمانگی امضا کند. اگر توافقنامه محرمانگی محدودیت زمانی نداشته باشد، من حاضرم آن را برای یک عمر امضا کنم!

 به آینده ایمان داشته باشیدبرای افراد خارجی، تجارت خارجی ممکن است یک صنعت بسیار جذاب به نظر برسد: شما فقط باید هر روز در دفتر بنشینید، به کامپیوتر نگاه کنید، چند تماس تلفنی برقرار کنید و اغلب به هتل‌های پنج ستاره بروید تا با خارجی‌ها غذا بخورید و گپ بزنید. مهمترین چیز این است که فرصت‌هایی برای رفتن به خارج از کشور وجود دارد، که ممکن است در بسیاری از صنایع دیگر در دسترس نباشد.

اما پشت این زرق و برق چه خبر؟ شما باید اضافه کاری کنید و انواع فشارهای غیرمنتظره را تحمل کنید. بزرگترین تفاوت با سایر صنایع این است که ساعات کاری ثابت نیست و اختلاف زمانی وجود دارد. با یک تماس تلفنی یا ایمیل، باید عجله کنید، حتی در طول سال نو چینی.

موفقیت در تجارت خارجی ۹۹٪ تلاش و ۱٪ شانس است!

 اگر ۹۹٪ تلاش نکنید، آیا می‌توانید از ۱٪ شانسی که نصیبتان می‌شود، استفاده کنید؟ اگر نه، پس فقط می‌توانید یک تاجر خارجی معمولی باشید و فقط می‌توانید دستیار شخص دیگری باشید. همیشه آماده باشید، فرصت‌ها همیشه برای کسانی که آماده هستند، باقی می‌مانند! یک خبر فوری منتشر کنید که تام تانگ، برای یادگیری زبان انگلیسی، تمام فکس‌های ارسالی مشتریان را به خانه می‌برد و تک تک کلمات را حفظ می‌کرد. این روحیه یک تاجر خارجی است!

۵۴

دوچرخه‌سواری با همکاران در نوامبر ۲۰۲۱

از یک تازه وارد که از مدرسه بیرون آمده تا تبدیل شدن به ستون فقرات شرکت، هر قدم نیاز به تلاش بی‌نهایت دارد و تنها در این صورت است که می‌توانید به موفقیت برسید! در اینجا، شما این فرصت را دارید که استعدادها و جاه‌طلبی‌های خود را به نمایش بگذارید، تا زمانی که مایل باشید، هیچ کس شما را محدود نخواهد کرد، اما این به انضباط شخصی شما بستگی دارد. استاد در را هدایت می‌کند و تمرین به فرد بستگی دارد.

عمل، قدرت است، و ده هزار موعظه توخالی به اندازه یک عمل مشخص خوب نیست.

زندگی برای عمل زاده شده است، درست همانطور که آتش همیشه بالا می‌رود و سنگ‌ها همیشه سقوط می‌کنند. بدون عمل، وجود ندارد. واقعیت در این سو است و آرمان‌ها در سوی دیگر، با رودخانه‌ای متلاطم در میان، و عمل پلی بر روی رودخانه است. افکار دیروز نتایج امروز را به ارمغان می‌آورند؛ اعمال امروز دستاوردهای فردا را تعیین می‌کنند.

در کارهای روزمره پافشاری کن، هر روز در کارهای روزمره پافشاری کن، و آنگاه آنچه را که اکنون داری، خواهی داشت. ۲۰ سال پیش، من این فرصت را داشتم که وارد تجارت خارجی شوم، فقط به این دلیل که کسی شرکت را ترک کرد، و عدم پافشاری دیگران این فرصت را به من داد، که من آن را بسیار گرامی می‌دارم. در زندگی، بسیاری از اوقات، هیچ راه فراری وجود ندارد، که این راه، راه پیروزی است.

رقابت در این صنعت به تدریج شدید می‌شود، اما اغلب در این زمان فرصت‌های بیشتری ظاهر می‌شوند. آیا آماده‌اید؟ جنگ در شرف آغاز است و هر ماه در سال ۲۰۲۳ حیاتی و نبردی تعیین‌کننده است. سوگند طنین‌انداز مراسم سوگند هنوز در گوش من است: به هدفت برس! با تمام وجود تلاش کن و شکست‌ناپذیر باش! پیروزی! پیروزی! پیروزی!

۵۵

نویسنده، جیسون وو، در سال ۱۹۸۱ در نینگهای، ژجیانگ متولد شد. او در سال ۲۰۰۶ از دانشگاه ژجیانگ گونگشانگ با رشته مدیریت بازرگانی فارغ‌التحصیل شد. او در ماه مه ۲۰۰۷ به این شرکت پیوست و به عنوان دستیار مدیر، معاون مدیر و مدیر خدمت کرده است. او برنده جایزه کسب و کار برجسته، جایزه مشارکت برجسته و جایزه عملیات عالی شده است. او در حال حاضر مدیر کل بخش عمومی ستاره GU است.

 

 


زمان ارسال: 28 آوریل 2023